السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

533

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

مىدانيم كه پيمانى نزد صاحب ما هست كه كار به او پايان مىپذيرد و يكى از فرزندان ابولهب‌بن عبدالمطّلب گفت : ما كنت أحسب أنّ الأمر منصرف * عن هاشمٍ ثمّ منها عن ابىحسن أليس أول من صلّى لقبلتكم * و أعلم النّاس بالقرآن و السّنن و أقرب النّاس عهداً بالنّبى و مَنْ * جبريل عونٌ له في الغسل و الكفن من فيه ما فيهم لا يمترون به * و ليس في النّاس ما فيه من الحسن ما ذا الّذي ردّكم عنه فنعلمه * ها إنَّ ذا غبننا من أعظم الغبن » - گمان نمىكردم كه اين امر جدا شود از هاشم سپس از ابوالحسن . مگر او نخستين كسى نيست كه به قبله‌ى شما نماز خواند و داناترين مردم به قرآن و سنّت‌هاست ؟ و آيا او نزديك‌ترين مردم از نظر سابقه به پيامبر نبود و كسى كه جبرئيل در غسل و كفن‌كردن ( پيامبر ) دستيار او بود ؟ كسى كه در او هست هر چه در آن‌هاست و در آن شك ندارند و در مردم نيست نيكويىهايى كه در او هست . چه چيزى آنان را از او برگرداند پس آن را بدانيم ، اينك اين زيان ما از بزرگ‌ترين زيان‌هاست . و زين العراقى در « شرح الألفيه » و در « التقييد و الايضاح » و هم‌چنين سخاوى در « فتح المغيث - شرح ألفية الحديث » در بحث درباره‌ى نخستين كسى كه اسلام آورد ، آن را به « خزيمةبن‌ثابت » نسبت داده‌اند . و اين متن گفته‌ى عراقى در كتاب دومش است : « و درست آن است كه على اوّلين مردى است كه اسلام آورد و ابن‌عبدالبر اتّفاق همگانى بر اين مطلب را آورده است كه خواهد آمد ، و ابن‌اسحاق در « السيرة » گويد : نخستين كسى كه ايمان آورد خديجه ، سپس علىّبن‌ابىطالب است و او اوّلين مردى است كه به رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم ايمان آورد ؛ در حالى كه پسرى ده ساله بود . سپس زيدبن‌حارثه بعد از على اوّلين مردى بود كه اسلام آورد . سپس ابوبكر اسلامش را آشكار كرد ، تا پايان گفته‌اش . و آن‌چه آورديم كه درست آن است كه على نخستين مردى است كه اسلام آورد ، گفته‌ى بيشتر صحابه است : ابوذر ، و سلمان فارسى و خباب‌بن‌أرت و خزيمةبن‌ثابت و زيدبن‌ارقم ، و ابوأيّوب انصارى ، و مقدادبن‌أسود ،